18:14

1404/10/15

جشنواره نیوز

سوپرمن ۲۰۲۵؛ نگاهی تازه به قهرمان جاودانه


سوپرمن، نامی که بیش از هشت دهه در قلب فرهنگ عامه جا خوش کرده، همیشه چیزی فراتر از یک ابرقهرمان بوده است. او که آغازگر موج کمیک‌بوک‌های ابرقهرمانی بود، نه‌تنها دنیای کمیک را دگرگون کرد، بلکه تعریف جدیدی از قهرمان در سینما ارائه داد. از تصویر امیدبخش و آرمانی دهه‌های گذشته تا روایت‌های پیچیده و تاریک‌تر امروزی، سوپرمن هر بار بازتابی از روح زمانه‌اش بوده است. فیلم‌های او همیشه آیینه‌ای از دغدغه‌های اجتماعی و فرهنگی دوران خود هستند؛ گاهی نماد نجات و امید در دوران جنگ سرد، گاهی پرسشگری درباره قدرت و مسئولیت. حالا در سال ۲۰۲۵، جیمز گان با فیلم «سوپرمن» تلاش کرده این اسطوره را برای نسلی جدید بازآفرینی کند. این نقد نگاهی است به لایه‌های این فیلم، از داستان و بازیگری تا پیام‌های عمیق‌ترش.

تماشای فیلم سوپرمن با دوبله فارسی و رایگان در بازار

شروعی جسورانه برای دنیای دی‌سی

فیلم سوپرمن با رنگ‌ها و جلوه‌های بصری پرانرژی آغاز می‌شود و خیلی زود مخاطب را درگیر جهان پرشکوه خود می‌کند

فیلم «سوپرمن» با رنگ‌های زنده و جلوه‌های بصری پرشور شروع می‌شود و از همان لحظه اول تماشاگر را به دنیایی پرهیجان می‌برد. این فیلم، که اولین اثر در دنیای سینمایی جدید دی‌سی (DCU) تحت هدایت جیمز گان است، انتخابی غیرمنتظره دارد: داستان از ابتدا شروع نمی‌شود. سیاره کریپتون نابود شده، کال-ال (دیوید کورنسوت) حالا سوپرمن است و در کنار دیگر موجودات فراانسانی، بخشی از زندگی روزمره زمینی‌هاست. کلارک کنت در دیلی پلنت کار می‌کند، با لوئیس لین (ریچل بروزناهان) رابطه‌ای عاشقانه دارد و هویتش برای او فاش شده است. همه این‌ها در همان دقایق ابتدایی با کپشن‌هایی سریع به مخاطب منتقل می‌شود. این انتخاب جسورانه است، اما حس می‌کنید چیزی از داستان را از دست داده‌اید؛ حسی که تا پایان فیلم همراهتان می‌ماند.

داستان؛ سوپرمن در میانه بحران

داستان از جایی شروع می‌شود که سوپرمن در جنگی خیالی بین دو کشور بوراویا و جارهنپور مداخله می‌کند. این دخالت او را زیر ذره‌بین سوءظن جهانی می‌برد: چرا سوپرمن روی زمین است؟ آیا منافع شخصی یا سیاسی در کار است؟ در همین زمان، لکس لوتر (نیکلاس هولت)، نابغه شیطان‌صفت، با خلق سربازانی ژنتیکی به جنگ سوپرمن می‌رود تا او را نابود کند. داستان اصلی پس از اولین شکست سوپرمن (که خارج از قاب فیلم رخ داده) شکل می‌گیرد. این روایت، با اشاره‌های آشکار به مسائل سیاسی دنیای واقعی، سعی دارد سوپرمن را در بستری مدرن و پیچیده نشان دهد. اما فقدان پیش‌زمینه کافی باعث می‌شود نتوانید به اندازه کافی با این بحران‌ها همذات‌پنداری کنید.

جیمز گان و بازتعریف سوپرمن

جیمز گان با شجاعت تصمیم گرفته داستان را از میانه شروع کند، بدون روایت دوباره منشأ سوپرمن. این انتخاب برای طرفداران قدیمی جذاب است؛ آن‌ها نیازی به دیدن دوباره نابودی کریپتون یا کشف قدرت‌های کلارک ندارند و مستقیم وارد ماجرا می‌شوند. اما برای مخاطبان جدید، این شروع می‌تواند گیج‌کننده باشد. حس می‌کنید بخشی از داستان را از دست داده‌اید و این مانع از ارتباط عمیق با سوپرمن می‌شود. با این حال، گان با آوردن سوپرمن به دل بحران‌های ژئوپولیتیکی، فیلم را از یک اثر صرفاً سرگرم‌کننده به آینه‌ای از دنیای امروز تبدیل کرده است. نام‌های خیالی بوراویا و جارهنپور به شما اجازه می‌دهند خودتان پیوندها را با واقعیت پیدا کنید، و حضور لکس لوتر به‌عنوان دشمن اصلی، وعده یک تقابل کلاسیک بین امید و فساد را می‌دهد.

بازیگری؛ نقطه قوت فیلم

نیمه اول فیلم با روایت روان و سرگرم‌کننده، تماشاگر را به‌خوبی همراه می‌کند

بازیگران «سوپرمن» از نقاط قوت اصلی آن هستند. دیوید کورنسوت با ظاهر و حس وظیفه‌شناسی‌اش، کاملاً در نقش سوپرمن جا افتاده و باورپذیر است. ریچل بروزناهان در نقش لوئیس لین پرانرژی و هوشمند ظاهر می‌شود و به این شخصیت که معمولاً محدود است، عمق تازه‌ای می‌بخشد. گفت‌وگوی اولیه کلارک و لوئیس در قالب یک مصاحبه، یکی از بهترین صحنه‌های فیلم است که شیمی بین آن‌ها را به‌خوبی نشان می‌دهد. نیکلاس هولت در نقش لکس لوتر هم ترکیبی از شوخ‌طبعی، خشم و احساس را ارائه می‌دهد که او را به ضدقهرمانی جذاب تبدیل می‌کند. نیتن فیلیون در نقش گرین لنترن و آنتونی کاریگن در نقش متامورفو نیز هر کدام به‌نوبه خود به فیلم رنگ و انرژی می‌افزایند.

ضعف‌های روایت؛ عمقی که گم شد

با وجود بازی‌های قوی، فیلمنامه در بخش‌هایی کم می‌آورد. لکس لوتر به‌عنوان یک ضدقهرمان، عمق لازم را ندارد و بیشتر به یک شخصیت شرور کلیشه‌ای شبیه است که از سر کینه علیه سوپرمن عمل می‌کند. خود سوپرمن هم، هرچند پاک‌دل و درستکار است، اما دیالوگ‌های دست‌وپاگیر و کمی خودخواهی در رفتارش مانع از رسیدن او به کمال شخصیت‌های کلاسیک مثل نسخه کریستوفر ریو می‌شود. موضوعات پیچیده‌ای مثل کنترل موجودات فراانسانی یا اخلاق در تصمیم‌گیری‌های بزرگ، که می‌توانستند فیلم را به سطحی بالاتر ببرند، تنها در گفت‌وگوی لوئیس و کلارک به‌صورت جدی مطرح می‌شوند و در بقیه فیلم به نبردهای فانتزی و بدون روح تقلیل می‌یابند.

جلوه‌های بصری و لحن پرشور

از نظر بصری، «سوپرمن» فیلمی پررنگ و پرتحرک است. جیمز گان با پالت رنگی زنده و کیهانی، در تضاد با فضای تیره آثار زک اسنایدر، دنیایی ساخته که هم برای بزرگسالان و هم برای بچه‌ها جذاب است. نیمه اول فیلم با روایتی روان و سرگرم‌کننده، شما را همراه می‌کند. اما در نیمه دوم، فیلم در دام هرج‌ومرج CGI می‌افتد. نبردهای شلوغ و جلوه‌های ویژه پرهیاهو جای درام انسانی را می‌گیرند و پایان فیلم را به اوجی بی‌روح و خسته‌کننده تبدیل می‌کنند. با این حال، حضور کریپتو، سگ وفادار و شنل‌پوش سوپرمن، لحظه‌های شیرین و دلچسبی به فیلم اضافه می‌کند که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

استعاره‌های سیاسی و چالش‌هایشان

فیلم با استفاده از استعاره‌های سیاسی مثل درگیری بوراویا و جارهنپور، سعی دارد به مسائل دنیای واقعی اشاره کند. اما این اشاره‌ها گاهی بیش از حد آشکارند و بدون پرداخت کافی، سطحی به نظر می‌رسند. گنجاندن بحران‌های انسانی در دل یک فیلم پر از شوخی و اکشن، گاهی حس ناخوشایندی ایجاد می‌کند، انگار رنج واقعی بشر به موضوعی سرگرم‌کننده تقلیل یافته است. اینجاست که فیلم نیاز به تعادل بیشتری داشت تا بتواند پیام‌هایش را با عمق و تأثیرگذاری منتقل کند.

جمع‌بندی؛ سوپرمن، امیدی در میانه هیاهو

با این حال، حضور کریپتو، سگ باوفا و بامزه سوپرمن، به فیلم انرژی و شیرینی خاصی می‌بخشد

فیلم «سوپرمن» جیمز گان قرار بود شروعی دوباره برای دنیای سینمایی دی‌سی باشد؛ دنیایی که پس از ناکامی‌های گذشته، به یک قهرمان نیاز داشت تا دوباره جان بگیرد. انتخاب سوپرمن برای این شروع، هوشمندانه بود؛ او همیشه نماد امید و انسانیت در جهان دی‌سی بوده است. اما آیا این فیلم توانست این میراث را احیا کند؟ پاسخ، جایی بین بله و خیر است. فیلم با رنگ‌های زنده، بازی‌های قوی و لحن پرانرژی، تغییری خوشایند نسبت به آثار تیره قبلی دی‌سی است. اما ضعف در شخصیت‌پردازی و تمرکز بیش از حد روی جلوه‌های ویژه در پایان، مانع از تبدیل شدنش به یک شاهکار می‌شود.

با این حال، «سوپرمن» تجربه‌ای است که ارزش تماشا دارد. دیوید کورنسوت و ریچل بروزناهان زوجی دوست‌داشتنی خلق کرده‌اند که می‌تواند در آینده به قلب داستان‌های دی‌سی تبدیل شود. کریپتو هم با شیرینی‌اش لحظه‌های فراموش‌نشدنی می‌سازد. این فیلم بیشتر یک بیانیه برای آینده DCU است تا یک اثر کامل و مستقل. اگر گان بتواند در آثار بعدی تعادل بهتری بین درام، اکشن و پیام‌های عمیق پیدا کند، سوپرمن می‌تواند دوباره به همان نماد امیدبخشی تبدیل شود که همیشه بوده است. شما درباره این سوپرمن جدید چه فکر می‌کنید؟

منبع: مجله بازار

نوشته سوپرمن ۲۰۲۵؛ نگاهی تازه به قهرمان جاودانه اولین بار در سروش سینما. پدیدار شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *