به گزارش سروش سینما، حسین کیانی، نویسنده سریال «بامداد خمار» و کارگردان تئاتر، درباره آخرین وضعیت تولید این مجموعه، روند نگارش فصول جدید، رویکرد اقتباسی از ادبیات عامهپسند و تغییرات اعمالشده در سریال توضیحاتی ارائه کرد. او در این سریال علاوه بر نویسندگی به عنوان بازیگر هم جلوی دوربین رفته است.
در بخشهای بعدی این مصاحبه با این هنرمند درباره واکنش هنرمندان در ایام جنگ سوم تحمیلی، تاثیر اتفاقات اخیر بر تئاتر و شباهت تجمعات شبانه به هنر نمایش همصحبت شدهایم.
ویدئوی کامل این مصاحبه را میتوانید در این نشانی مشاهده کنید. بخش اول این مصاحبه چند روز پیش منتشر شد و بخش دوم آن پیش روی شماست.
آیا تلاش کردید شخصیت محبوبه را برای مخاطب امروز فعالتر و کنشگرتر نشان دهید؟
پتانسیل این موضوع در رمان وجود دارد. محبوبه در رمان دست به نافرمانی میزند و در برابر سنت مردانه میایستد. او خواست خود را بر خانواده تحمیل میکند و خواستگارهایی را که خانواده تأیید میکنند، رد میکند. اما در ادامه با رنج و مشکلاتی مواجه میشود که تصورش را نداشته و در واقع تاوان انتخاب و عشق سرپیچی خود را میدهد.
مخاطب میتواند خودش تصمیم بگیرد که آیا انتخاب محبوبه درست بوده یا نه
او با شوهری مواجه می شود که با انتظاراتش فرق دارد.
این موقعیت به مخاطب اجازه میدهد برداشتهای متفاوتی داشته باشد؛ برخی ممکن است بگویند اشتباه کرده و برخی دیگر انتخاب او را درست بدانند. همچنین این نگاه وجود دارد که هر عشقی با رنج همراه است و نمیتوان بدون رنج به دنبال معشوق رفت. مگر می شود کسی دنبال چیزی برود که به آن علاقه مند است ولی رنج نکشد؟ هر عشقی رنج خاص خودش را دارد. محبوبه به این رنج تن می دهد.
برخی عناصر مانند قرارهای پنهانی برای مخاطب امروز جالب است. این موضوع چگونه در اثر آمده است؟
این موارد در رمان «بامداد خمار» وجود دارد و ریشه در ادبیات کلاسیک ما نیز دارد. در اشعار حافظ و سعدی نیز به چنین مفاهیمی اشاره شده است. برای مثال سعدی میگوید: «بگذار از مقابل روی تو بگذریم، دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم». چنین روابط و موقعیتهایی در فرهنگ و ادبیات ما سابقه داشته است. حافظ می گوید «رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند». حافظ از مثال های زمینی استفاده می کند. ادبیات ایران سرشار از این عشق های پنهانی است که برخی وقت ها به غزل یا قصیده تبدیل شده است.
با وجود سادگی داستان و نصیحتگونه بودن و عبرت آمیزش چرا «بامداد خمار» برای مخاطب جذاب است؟
خانم آبیار تأکید داشتند که وجه آموزنده اثر حفظ شود، اما نه بهصورت مستقیم و معلم وار و شعاری. این پیام در دل داستان تنیده شده است. محبوبه اگر رنجی می بیند به خاطر انتخابش است. مخاطب میتواند خودش تصمیم بگیرد که آیا انتخاب محبوبه درست بوده یا نه. این آزادی در تفسیر یکی از عوامل جذابیت اثر است. یک مخاطب ممکن است بگوید اگر من بودم راه دلم را می رفتم. یک مخاطب هم ممکن است نظر دیگری داشته باشد.
در داستان نیز موقعیتهایی وجود دارد که مخاطب را به مقایسه و قضاوت وادار میکند؛ برای مثال خواستگارهایی مانند شخصیتهایی که از نظر اجتماعی و اقتصادی موقعیت مناسبی دارند، اما محبوبه آنها را رد میکند. من نقش عطاالدوله را بازی میکنم که یکی از پولدارهای بزرگ شهر است. پسر من اصلان یکی از خواستگارهای خوب محبوبه است. پسرعموی محبوبه هم موقعی خوبی دارد. این انتخابها برای مخاطب قابل تأمل است. هر کسی با توجه به تجربه زیسته و جهان بینی خودش تصمیم می گیرد. بعضی ها عشق را زمینی می دانند. از نظر برخی عشق سازنده و از نظر برخی دیگر عشق ویرانگر است.
چرا «بامداد خمار» نسبت به «سووشون» با استقبال بیشتری مواجه شد؟ هر دو رمان را نرگس آبیار اقتباس کرده است.
«سووشون» اثری خاص و فاخر است و مخاطب خاص خود را دارد، در حالی که «بامداد خمار» اثری عامهپسند است و طبیعتاً مخاطب گستردهتری دارد. «سووشون» از نظر ادبی و تاریخی بسیار ارزشمند است و تجربه فرهنگی هنری مهمی محسوب میشود، اما نمیتوان آن را با «بامداد خمار» مقایسه کرد. این دو رمان با هم قابل مقایسه نیستند. نویسنده «سووشون» دکتر سیمین دانشور است که شاید بهترین رمان نویس زن ایرانی باشد.
ارتباط شما با نویسنده اثر چگونه بود و آیا ایشان از نتیجه کار رضایت دارند؟
قرارداد ما مبتنی بر اقتباس آزاد بود، نه اقتباس نعل به نعل و دقیق. این موضوع دست ما را برای ایجاد تغییرات در موقعیتهای دراماتیک، اضافه کردن شخصیتها و حتی پایانبندی باز گذاشت. در طول کار ارتباط مستقیمی با نویسنده نداشتیم، اما بر اساس آنچه در فضای مجازی مشاهده کردم، به نظر میرسد از نتیجه کار رضایت داشتهاند.
نوشته نرگس آبیار به جنبه آموزندگی «بامداد خمار» توجه داشت اولین بار در سروش سینما. پدیدار شد.